سرسختی

لغت نامه دهخدا

سرسختی. [ س َ س َ ] ( حامص مرکب ) سرکشی و استکبار. ( آنندراج ). مقاومت شدید. لجاج. پرطاقتی:
ز شمشیرش عدو را گر خبر بود
نمی کرد اینقدرسرسختی از خود.شفیع اثر ( از آنندراج ).|| بی احتیاطی. بی پروایی. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ عمید

۱. جان سختی.
۲. بی پروایی.
۳. لجاجت.

جمله سازی با سرسختی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اینها پرندگان گیاهخوار سرسختی هستند، اما حشرات نیز توسط جوان‌های در حال رشد مصرف می‌شوند. در همه گونه‌ها به جز باقرقره پرپای بیدی، ماده تمام مسئولیت لانه‌سازی و مراقبت از جوجه‌ها را بر عهده می‌گیرد، همان‌طور که در پرندگان شکارشونده معمول است.

💡 در سال ۱۹۵۳، او از زادگاهش انگلستان به هالیوود مهاجرت کرد، به این امید که یک کارگردان سینما شود، او در واقع هیچ‌وقت کارگردان نشد، اما به‌تدریج به‌عنوان یک فیلم‌نامه‌نویس به‌تدریج و با سرسختی تثبیت شد.

💡 لینچ – دانشجوی پزشکی و دوست قدیمی استیون (او در «چهرهٔ هنرمند در جوانی» هم حضور دارد). لینچ به شنیدن نظریات پرمدعا و فوقِ زیبایی شناسانهٔ استیون عادت دارد و با سرسختی و لجاجتِ استیون آشناست. او با کیتی ریکتس قرار می‌گذارد.

💡 با این وجود، به دلیل تأثیر بسیار زیاد زبان فارسی، و اینکه خیلی از وام‌واژگان (چه فارسی و چه عربی) به تلفظی نزدیک به تلفظ اصلی فارسی آن‌ها تلفظ می‌شوند، به مانند زبان ازبکی، قانون هماهنگی واکه‌ای به سرسختی زبانهایی مثل قرقیزی، ترکی آذربایجانی، و ترکمنی نمی‌باشد.

💡 به کسی می‌گفتند که در کشتی مقام و منزلتی نداشت ولی هنگام درگیری و زورآزمایی با پهلوانان نامی سرسختی نشان می‌داد و با نیرنگ و زیرکی مقاومت می‌کرد و گهگاه با حرکاتی ناشایست موجب لکه‌دار شدن حیثیت حریف می‌گشت.

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز