صبح چهره
واژه «صبحچهره» یک ترکیب وصفی در زبان فارسی است که از دو جزء «صبح» و «چهره» تشکیل شده و برای توصیف زیبایی و روشنایی چهره انسان به کار میرود. در این ترکیب، واژه «صبح» به معنای سپیدی، روشنایی و طراوت آغاز روز است و «چهره» به معنای صورت و سیمای انسان به کار میرود. بنابراین معنای کلی این واژه به کسی اشاره دارد که چهرهای روشن، سفید و درخشان مانند سپیدی و نور صبح دارد. این تعبیر در زبان ادبی و شاعرانه برای بیان لطافت، زیبایی طبیعی و پاکی چهره بسیار رایج بوده است. «صبحچهره» بیشتر به عنوان یک صفت ستایشآمیز برای توصیف افراد خوشسیما و دارای چهره روشن و دلنشین استفاده میشود. در کاربرد ادبی، این واژه علاوه بر زیبایی ظاهری، میتواند نوعی طراوت، معصومیت و صفای درونی را نیز تداعی کند. ساختار این ترکیب نشان میدهد که زبان فارسی با ترکیب واژههای عربی و فارسی توانسته تعابیر تصویری و شاعرانهای خلق کند. در متون کلاسیک، چنین واژگانی برای ایجاد تصویر ذهنی زیبا و تأثیرگذار در ذهن مخاطب به کار میرفتهاند. این واژه همچنین در نامگذاری افراد بهویژه برای دختران استفاده شده و بار معنایی لطیف و مثبت دارد. در مجموع، «صبحچهره» به معنای فردی با چهرهای روشن، سپید و زیبا مانند نور و طراوت صبح است که نشاندهنده جمال ظاهری و لطافت وصفناپذیر او میباشد.
لغت نامه دهخدا
صبح چهره. [ ص ُ چ ِ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) سپیدچهره. رجوع به صبح چهر و صبح جبین شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) سپید چهره.
فرهنگ اسم ها
اسم: صبح چهره (دختر) (عربی، فارسی)
معنی: صبح ( عربی ) + چهره ( فارسی ) آن که چهره ای سپید چون صبح دارد
جمله سازی با صبح چهره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چه صبح چهره نمایندهٔ هزار امید که مشکل است بیانش به صدهزار زبان
💡 نور کلام صدق جهانگیر می شود در پرده صبح چهره گشایی نمی کند
💡 مستان صبح چهره مطرا به میکنند کاین پیر طیلسان مطرا برافکند
💡 چون صبح از آن سبب نفس سرد می کشم کان صبح چهره چون نفس صبحدم نماند
💡 شاعر در این بیت با استفاده از تعبیر زیبا صبح چهره، زیبایی خیرهکننده و درخشش نورانی چهره معشوق را به شکلی بسیار هنرمندانه توصیف کرده است.
💡 وقتی او در آن سپیدهدم با آن صبح چهره در مقابل من ظاهر شد، گویی تمام تاریکیهای وجودم با یک نگاه ساده ناپدید گشت.
💡 توصیفات ادبی از صبح چهره در اشعار کلاسیک فارسی، همواره نشاندهنده پیوند عمیق میان طبیعت و زیباییهای ظاهری انسان در فرهنگ اصیل ما است.