( عقلة ) عقلة. [ ع َ ل َ ] ( ع اِمص ) بند آمدن زبان از سخن. ( از اقرب الموارد ).
عقلة. [ ع ُ ل َ ] ( ع اِ ) شکلی است از اشکال رمل. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ) ( از منتهی الارب ). شکلی است منحوس از اشکال رمل. ( غیاث اللغات ). || بندی است از بندهای کشتی. ( منتهی الارب ):لفلان عقلة یعقل بها الناس؛ هرگاه با مردم کشتی میگیرد پایهای آنان را می بندد و آن همان شغزبیه است. ( ازاقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ). || آنچه بدان بسته شود چون قید یا عقال. ( از اقرب الموارد ).
۱. بند، بندی که بر دست یا پا ببندند.
۲. از اشکال رَمل.
شکلی است از اشکال رمل بدین صورت بندی است از بندهای کشتی
عقله ( به عربی: العقلة ) یک شهرداری در الجزایر است که در استان تبسه واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل از تو بر گرفتن بر دیگری نهادن در عقله این نگنجد در خاطر آن نباشد
💡 و قال: کرم الرجل دینه و تقواه و اصله عقله و حسبه خلقه.
💡 نوشته است چنین روشن ابن عقله چشمم مدایح تو بنطمی چو آب در دو مجلّد
💡 بقوله صلی اللَّه علیه و آله و سلم: «قسّم اللَّه العقل علی ثلاثة اجزاء فمن کانت فیه کمل عقله و من لم تکن فیه فلا عقل له: حسن المعرفة باللّه، و حسن الطاعة للَّه، و حسن الصبر علی امر اللَّه».
💡 حدیث دل و عقله از ما مپرس که ما ترک این ماجرا گفته ایم