لغت نامه دهخدا
صبح اولین. [ ص ُ ح ِ اَوْ وَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) صبح کاذب. صبح نخست. صبح اول. رجوع به صبح اول شود.
صبح اولین. [ ص ُ ح ِ اَوْ وَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) صبح کاذب. صبح نخست. صبح اول. رجوع به صبح اول شود.
صبح کاذب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شکوفه ید بیضا که صبح اعجازست نظر به ساعد او صبح اولین باشد
💡 اگر چه بر یدبیضا بود صباحت ختم نظر به ساعد او صبح اولین باشد
💡 چو ساری این غزل نغز را به آخر خواند پدید کرد از افق صبح اولین آثار
💡 لاف دینداری زنم چون صبح آخر ظاهر است کاندر این دعوی ز صبح اولین کاذبترم