لجبازی

لغت نامه دهخدا

لج بازی. [ ل َ ] ( حامص مرکب ) عمل لج باز. لجوجی. ستیهندگی. لجاجت. لجاج. لج. ستیزه کاری. خیرگی.

فرهنگ عمید

ستیزه کاری.

فرهنگ فارسی

۱- ستهندگی ستیزه کاری. ۲- استبداد رای یک دندگی.

جمله سازی با لجبازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سال ۲۰۰۲ با اینکه خیلی از کارشناسان فوتبال ایتالیا و دنیا اعتقاد داشتند که باجو باید به تیم ملی دعوت شود و در جام جهانی بازی کند اما سرمربی وقت ایتالیا (جووانی تراپاتونی) وی را به تیم ملی دعوت نکرد و ایتالیا نیز جام ناموفقی را تجربه نمود. در ظاهر، سن باجو دلیل اصلی سرمربی ایتالیا بود اما کارشناسان، خصومت شخصی تراپاتونی و بودایی بودن باجو را از دلایل لجبازی سرمربی ناکام ایتالیایی عنوان کردند.

💡 از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته‌است می‌توان به هرجایی، در انتظار آفتاب و عشق از روی لجبازی اشاره کرد.

روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز