سمن ساق

لغت نامه دهخدا

سمن ساق. [ س َ م َ ] ( ص مرکب ) آنکه ساقهای پای وی مانند یاسمن سپید و خوشبو باشد. ( ناظم الاطباء ). آنکه ساق پای وی چون یاسمن سفید باشد:
بیابان همه خیل قفچاق دید
در او لعبتان سمن ساق دید.نظامی.

فرهنگ عمید

آن که ساق های پایش مانند گل یاسمین سفید و لطیف باشد.

فرهنگ فارسی

آنکه ساقهای پای وی مانند یاسمن سپید و خوشبو باشد.

جمله سازی با سمن ساق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سرو از چه جهت خوانمت ایسرور خوبان چون سرو سمن ساق و گل اندام نباشد

💡 چو ساقیان سمن ساق تو کمربندند گمان برم که قمر جز به برج جوزا نیست

💡 بر بامِ فلک ماهِ زِره موی که دیده ست در باغِ جهان سروِ سمن ساق که دارد

💡 بزادی زنگ غم ز دل خلق و باده گیر از دست ساقیان سمن ساق همچو رنگ

💡 قدمی رنجه کن ای سرو سمن ساق به باغ تاصنوبر نزند لاف خوش اندامی ها