لغت نامه دهخدا
لیال. [ ل َ ] ( ع اِ ) مخفف لیالی. ج ِ لیل. و رجوع به لیالی شود:
نی نی نه هلالی تو که بر چرخ فضایل
چون شمس و قمر زینت ایام و لیالی.سوزنی.|| فارسیان جمع لولو هم لیال آورده اند و این خلاف قیاس است. ( آنندراج ).
لیال. [ ل َ ] ( ع اِ ) مخفف لیالی. ج ِ لیل. و رجوع به لیالی شود:
نی نی نه هلالی تو که بر چرخ فضایل
چون شمس و قمر زینت ایام و لیالی.سوزنی.|| فارسیان جمع لولو هم لیال آورده اند و این خلاف قیاس است. ( آنندراج ).
( اسم ) در فارسی جمع لولو.
اسم: لیال (دختر) (فارسی، عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: layal) (فارسی: لیال) (انگلیسی: layal)
معنی: در فارسی جمع لولو
[ویکی الکتاب] معنی لَیَالٍ: شبها (جمع لیل)
معنی سَّوِیِّ: درست - راست - کامل - تمام عیار (در عبارت "ثَلَاثَ لَیَالٍ سَوِیّاً " منظور سه شب کامل و در عبارت "بَشَراً سَوِیّاً " منظور انسانی تمام عیار یا خوش اندام ومعتدل و در "صِرَاطاً سَوِیّاً " منظور راه راست است)
ریشه کلمه:
لیل (۹۲ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سنین عمر تو را باد روز نوروزی لیال آن همه قدر شهور آزاری
💡 عید میمون تو را باد همه قدر لیال روز اقبال تو را باد همه عید ایام
💡 و هواء کانه اهواء فی لیال کانها الایام
💡 رویش مه مبارک و مویش لیال قدر خود قدر آن لیال که داند به غیر ما؟
💡 اتوره لیال آخرین بازی ملی خود را در سال ۱۹۲۴ میلادی انجام داد.
💡 و کانت بالعراق لنا لیال سرقنا هن من ریب الزمان