غم پرست

لغت نامه دهخدا

غم پرست. [ غ َ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) غمخوار. آنکه غم کسی یا چیزی را خورد:
روز و شب خوابم نمی آید بچشم غم پرست
بس که در بیماری هجر تو گریانم چو شمع.حافظ.غم پرستان ترا با عیش و عشرت کار نیست
در شراب «اعظم » بامید خمار افتاده است.علیقلی خان اعظم ( از آنندراج ).

فرهنگ عمید

ویژگی آن که غم را دوست دارد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه غم کسی یا چیزی خورد غمخور.

جمله سازی با غم پرست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دی از می عشق مست برخاسته ام محنت کش و غم پرست برخاسته ام

💡 ما اسیران محبت غم پرست افتاده ایم قبله ما نیست غیر از طاق ابروی غمی

💡 چو غم پرست شدم دل ز عیش بر کندم چو خو پذیر شدم دل به جور بنهادم

💡 بر دانش خود چو تکیه کردم زان از می غم پرست جامم

💡 اگر از سر هوائی نفسی زنم به شادی دل غم پرست بر من همه شادئی سرآرد

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز