عیب بین
مترادفها
عیبجو، ایرادگیر، منتقد
متضادها
عیبپوش
لغت نامه دهخدا
عیب بین. [ ع َ / ع ِ ] ( نف مرکب ) عیب بیننده.عیب جوی و نکته سنج و بداندیش. ( ناظم الاطباء ). بیننده زشتیها و بدیها: حکیمی به رمز وانموده است که هیچکس را چشم عیب بین نیست. ( تاریخ بیهقی ). آدمی هرچند زیرکتر باشد عیب بین تر باشد. ( کتاب المعارف ).
بر او گر عیب بین چشمی گشاید
به چشمم جز هنر جستن نیاید.ظهوری ( از آنندراج ).ببین به ناوک کج تا تو را شود روشن
که عیبناک شود هرکه عیب بین باشد.ملانور ( از آنندراج ).
فرهنگ عمید
کسی که عیب ها و بدی های دیگران را می بیند و آشکار می سازد.
فرهنگ فارسی
عیب بیننده عیب جوی و نکته سنج و بد اندیش بیننده زشتیها و بدیها
جمله سازی با عیب بین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دوستان را دیده های عیب بین پوشیده است عیب خود را از زبان دشمنان باید شنید
💡 عیب جویا، تو به چشم عیب بین کی توانی بود هرگز غیب بین
💡 عیب پنهان را چو می بینی و پنهان می کنی آن دو چشم عیب بین پوشیده چون اسرار به
💡 بربند دو چشم عیب بین را بگشای دو چشم غیب دان را
💡 ما زان سبب طریق ملامت گرفته ایم ظاهر شود مگر هنر عیب بین ما
💡 برخورد با یک فرد عیب بین در محیطهای کاری میتواند بسیار فرساینده باشد، زیرا او همیشه به دنبال پیدا کردن کوچکترین اشتباهات در عملکرد دیگران است.
💡 در روابط عاطفی، اگر یکی از طرفین بیش از حد عیب بین باشد، اعتماد و صمیمیت میان آن دو به سرعت از بین رفته و تنش ایجاد میشود.
💡 من ترجیح میدهم به جای اینکه یک آدم عیب بین باشم، سعی کنم نقاط قوت دوستانم را ببینم و از آنها برای ایجاد یک محیط مثبت استفاده کنم.