عجان

لغت نامه دهخدا

عجان. [ ع َج ْ جا ] ( ع ص ) احمق. ( مهذب الاسماء ). گول. ( منتهی الارب ). || خمیرگیر. خمیرکن. ( مهذب الاسماء ). فعّال است مبالغه را. ( اقرب الموارد ).
عجان. [ ع ِ ] ( ع اِ ) گردن. ( منتهی الارب ). گردن به لغت اهل یمن. ( اقرب الموارد ). || سرین. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( لسان العرب ). || قضیب ممدود از خصیه تا دبر. ( منتهی الارب ) ( لسان العرب ). القضیب الممدود و مابین السبیلین من الرجل و المراءة. ( اقرب الموارد ). || مابین خصیه و دبر. ( منتهی الارب ). مابین خصیه و فَقْحة. ( لسان العرب ). || مابین قُبُل و دبر. ( لسان العرب ). || زیر زنخ. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

گردن گردن به لغت اهل یمن

جمله سازی با عجان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قوزک‌های پاها زیر آلت تناسلی و در طرفین عجان قرار می‌گیرد، قوزک پای چپ در سمت چپ و قوزک پای راست در سمت راست. پاها که در طرفین هستند با دست‌ها نگه داشته و بی حرکت قرار گرفته می‌شود.

عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز