شهیدی

لغت نامه دهخدا

شهیدی. [ ش َ ] ( ص نسبی ) منسوب به شهید. رجوع به شهید شود.
شهیدی. [ ش َ ] ( ص ) روسپی باره و زناکار. ( ناظم الاطباء ). || ( اِ ) تربزه که از اندرون سرخ برآید. ( غیاث ).
شهیدی.[ ش َ ] ( اِخ ) ( بابا... ) از شعرای معروف زمان سلطان یعقوب و در خدمت او عمری خوش گذرانید و پس از فوت سلطان در عراق و آذربایجان نمانده و عازم خراسان شد و در ورود بهرات مولانا جامی و شعرای نامی از او استقبال نموده و حضرت سلطان میرزا به او التفات بسیار نمود و بمجرد ورود شاه اسماعیل صفوی بهند رفت و در کجرات پس از صد سال عمر درگذشت. ( از آتشکده آذر ص 238 ).

فرهنگ فارسی

روسپی پاره و زنا کار

دانشنامه اسلامی

[ویکی شیعه] شهیدی (ابهام زدایی). شهیدی ممکن است به یکی از افراد زیر اشاره داشته باشد:

جمله سازی با شهیدی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اسفندیار شهیدی (زاده ۱۳۲۴ در تهران) فیلمبردار و کارگردان سینما و تلویزیون اهل ایران است. وی دانش‌آموخته مهندسی طراحی از دانشگاه علم و صنعت و فیلمبرداری از کالج ملی فیلم لندن است.

💡 ای قتیلی که به خون غرقه ز شمشیر جفایی وی شهیدی که بریده ز بدن سر ز قفایی

💡 غیر آذر، کز سموم دوریت در دوزخ است هر شهیدی را که می‌بینیم، آمرزیده‌ای

💡 عبدالوهاب شهیدی در برنامهٔ شمارهٔ ۱۱۲ از مجموعهٔ گل‌های تازه این غزل را در دستگاهِ سه‌گاه، و حسین قوامی در برنامهٔ شمارهٔ ۱۵۴ از مجموعهٔ برگ سبز در آوازِ بیات زند اجرا کرده‌اند.

💡 ای شهیدی که لب تشنه بریدند سرت را! سوختند از پی یک قطرهٔ آبی جگرت را