شانه گیر

لغت نامه دهخدا

شانه گیر. [ ن َ / ن ِ ] ( نف مرکب ) گیرنده شانه. || بمعنی شانه پیچ باشد. ( بهار عجم ):
زلفی که سر ز صحبت خورشید میکشد
از پنجه رقیب چرا شانه گیر نیست.میریحیی شیرازی ( از بهار عجم ).ز سودای دلم او را زیان نیست
ندانم از چه زلفش شانه گیراست.سلیم ( از بهار عجم ).زلف شام غمم از بس بود آشفته سلیم
شانه گیرست ز آمیزش اوکاکل صبح.سلیم ( از بهار عجم ).رجوع به شانه پیچ شود.

فرهنگ فارسی

گیرنده شانه یا بمعنی شانه پیچ باشد

جمله سازی با شانه گیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز سودای دلم او را زیان نیست ندانم از چه زلفش شانه گیر است

💡 از سرکشی نگاه تو گر نیست دلپذیر زلف تو در گرفتن دل شانه گیر نیست

💡 زلف شام غمم از بس بود آشفته سلیم شانه گیر است ز آمیزش او کاکل صبح

💡 دست ما را اختیار از وصل دارد ناامید ورنه زلف و کاکل او شانه گیر از شانه نیست

کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز