سقط فروش

لغت نامه دهخدا

سقطفروش.[ س َ ق َ ف ُ ] ( نف مرکب ) کسی که میوه افتاده را برداشته ارزان فروشد. ( آنندراج ) ( غیاث ). || دراصطلاح بازاریان دکانداری که قند، چای، شکر، لیموی عمانی خشک، فلفل، زردچوبه، میخک چینی ( گیاه )، دارچینی، زرشک پلویی، سریشم ماهی، نفط و... فروشد. ( یادداشت مؤلف ). || شاعری که الفاظ و معنی سهل و افتاده و مبتذل در اشعار پسندد. ( آنندراج ) ( غیاث ).

فرهنگ عمید

فروشندۀ کالاهای خرده زیر، خرده فروش.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه متاع اندک فروشد خرده فروش.
کسیکه میوه افتاده را برداشته ارزان فروشد.

جمله سازی با سقط فروش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز فکر سودای پوچ هستی به شرم باید تنید و پا زد به دستگاه چه جنس نازد سقط فروش دکان حادث

ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز