ماعدا
مترادفها
بهجز، غیر از، مگر
متضادها
شامل
لغت نامه دهخدا
ماعدا. [ ع َ ] ( ع حرف اضافه مرکب ) کلمه استثنا به معنی مگر و جز و سوا. و قولهم ماعدا فلان ان صنع کذا؛ ای ماجاوزه. ( ناظم الاطباء ). به معنی ماسوا. ( آنندراج ): عجم ماعدای کلیله و دمنه کتابی دیگر مشحون به غرایب حکمت... مثل آن نساخته اند. ( مرزبان نامه چ تهران ص 6 ).
- اثبات شی نفی ماعدا نمی کند؛ لازمه بودن چیزی نبودن دیگری نیست. ( امثال و حکم ص 83 ).
|| ( اِ مرکب ) گذشته. ماسبق. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ عمید
کس یا چیز دیگر.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- گذشته ماسبق. ۲- ماسوا بجز باضافه آید ): عجم ماعدای کلیله و دمنه کتابی دیگر مشحون بغرایب حکمت.... مثل آن نساخته اند.
مگر و جز و سوا
جمله سازی با ماعدا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 میان بخدمت او مرگ بست بست کمر کمر که هست همینست ماعدا زنار
💡 تمامی دانشآموزان کلاس برای برگزاری جشن پایان سال در حیاط مدرسه جمع شده بودند، ماعدا دو نفر که به دلیل بیماری در خانه مانده بودند.
💡 تمام امکانات لازم برای برگزاری این کنفرانس بینالمللی فراهم شده بود، ماعدا سیستم صوتی که به دلیل نقص فنی هنوز به طور کامل تعمیر نشده بود.
💡 همه اعضای تیم در جلسه تصمیمگیری شرکت کردند و بر سر طرح جدید توافق نمودند، ماعدا مدیر پروژه که به دلیل سفر کاری حضور نداشت.