لغت نامه دهخدا
ماتم دار.[ ت َ ] ( نف مرکب ) عزادار. ( ناظم الاطباء ). سوکدار.
ماتم دار.[ ت َ ] ( نف مرکب ) عزادار. ( ناظم الاطباء ). سوکدار.
عزادار سوکدار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز هجر آن لبان روح پرور چو ماتم دار شد پستان مادر
💡 علی را گو که غوغای حوادث کشت عثمان را علیوار از جهان بگسل که ماتم دار عثمانی
💡 مرو بر بوی پیراهان یوسف که چون یعقوب ماتم دار گشتی