لغت نامه دهخدا
لعل طراز. [ ل َ طِ /طَ ] ( نف مرکب ) نگارنده لعل. ( برهان ):
لعل طراز کمر آفتاب
حله گر خاک و حلی بند آب.نظامی.|| آفریننده لعل. ( برهان ). ایجادکننده لعل. ( آنندراج ).
لعل طراز. [ ل َ طِ /طَ ] ( نف مرکب ) نگارنده لعل. ( برهان ):
لعل طراز کمر آفتاب
حله گر خاک و حلی بند آب.نظامی.|| آفریننده لعل. ( برهان ). ایجادکننده لعل. ( آنندراج ).
آن که چیزی را با لعل زینت بدهد.
( صفت ) ۱- آنکه چیزی را با لعل زینت دهد: لعل طراز کمر آفتاب حله گر خاک و حلی بند آب. ( نظامی لغ. ) ۲- آفرینند. لعل.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جای رحم است برآن جوهری لعل طراز کش همه عمر به آرایش آلت برود
💡 جلوه را خلعت ناز اندر پوش حله لعل طراز اندر پوش
💡 تا درین طاق زبرجد رقم لعل طراز هر سحر جلوه ی این شمع مرصع لگنست