لاجواب
مترادفها
بیجواب، بیپاسخ
متضادها
پاسخگو، قابل پاسخ
لغت نامه دهخدا
لاجواب. [ ج َ ] ( ع ص مرکب، ق مرکب ) بدون پاسخ. بلاجواب. و آن در تداول هندیان و افغانان بسیار است.
جمله سازی با لاجواب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شده چون آینه در مجلس او نور علی لاجواب است در اینجا که سخن نتوان گفت