لاجواب

مترادف‌ها

بی‌جواب، بی‌پاسخ

متضادها

پاسخ‌گو، قابل پاسخ

لغت نامه دهخدا

لاجواب. [ ج َ ] ( ع ص مرکب، ق مرکب ) بدون پاسخ. بلاجواب. و آن در تداول هندیان و افغانان بسیار است.

جمله سازی با لاجواب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شده چون آینه در مجلس او نور علی لاجواب است در اینجا که سخن نتوان گفت

💡 پرسش‌های پیچیده و فلسفی که در آن نشست علمی مطرح شد، پاسخ‌های بسیار کمی داشت و بسیاری از آن‌ها در نهایت به صورت لاجواب باقی ماندند.

💡 او پس از شنیدن آن اتهام بی‌اساس، مدتی طولانی در سکوت ماند و نتوانست هیچ پاسخ یا توضیح منطقی و قانع‌کننده‌ای برای آن سوالات لاجواب بدهد.

💡 در میان انبوه اطلاعات موجود، یافتن راهی برای حل این معمای پیچیده و لاجواب، برای تمام محققان حوزه باستان‌شناسی بسیار دشوار و طاقت‌فرسا به نظر می‌رسید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران