قدوسی

لغت نامه دهخدا

قدوسی. [ ق ُدْ دو ] ( ص نسبی ) ملکوتی. رجوع به قدوس شود.

فرهنگ عمید

ملکوتی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به قدوس ملکوتی.

جمله سازی با قدوسی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برتر از علمست و بیرون از عیانست زانک در قدوسی خود بی‌نشانست

💡 صد هزاران پر طاوسی تراست در مقام قدس قدوسی تراست

💡 ذاتت نتوان سنجید کاین گوهر قدوسی تن در ندهد هرگز در حیز تخمینا

💡 در فضای لایزالی کوس قدوسی زده گوی در میدان وحدت جاودان انداخته

💡 از جان همه قدوسی وز تن همه سالوسی وز گل همه جباری وز خار سلام علیک

حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز