قال گذاشتن
مترادفها
گفتن، بیان کردن
متضادها
سکوت کردن
لغت نامه دهخدا
قال گذاشتن.[ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایت از کسی را در برابر عمل انجام شده قرار دادن. او را در قبول ضمانت یا کفالتی فریب دادن و خود از میانه جستن. رجوع به غال شود.
فرهنگ فارسی
یا کسی را قال گذاشتن. ۱ - او را منتظر گذاشتن و نیامدن ۲ - کسی را در قبول ضمانت یا کفالتی فریب دادن و خود را از میانه جستن.
جمله سازی با قال گذاشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در ساعت ۲ بعدازظهر، استیون دارد «تئوری هملت» خود را بهطور غیررسمی برای اِی. ای شاعر و جان اگلینتون، بست و لیستر کتابدار توضیح میدهد. اِی. ای، تئوری استیون را سبک میشمارد و خارج میشود. باک وارد میشود و با تمسخر، استیون را به خاطر قال گذاشتن او و هینز در میخانه سرزنش میکند. در راه خروجی، باک و استیون از کنار بلوم میگذرند که آمده تا رونوشتی از آگهی کیز بردارد.
💡 او در طول سخنرانی خود بر اهمیت آموزشهای لازم برای نسلهای آینده، بسیار تاکید داشت و مدام این نکته را به صورت رسمی قال میگذاشت.
💡 وقتی که او در مورد بیعدالتیهای اجتماعی صحبت میکرد، مدام بر ضرورت تغییر ساختارهای موجود، با لحنی جدی و قاطع، قال میگذاشت.
💡 در آن جلسه مهم، مدیر عامل بر لزوم رعایت اصول اخلاقی در تجارت، به شکلی مکرر و با دقت فراوان، قال میگذاشت تا همه گوش کنند.