لغت نامه دهخدا
غیب بین. [ غ َ / غ ِ ] ( نف مرکب ) آنکه غیب را بیند. بیننده غیب و نهان. رجوع به غیب شود:
انبیا را داد حق تنجیم این
غیب را چشمی بباید غیب بین.مولوی ( مثنوی ).
غیب بین. [ غ َ / غ ِ ] ( نف مرکب ) آنکه غیب را بیند. بیننده غیب و نهان. رجوع به غیب شود:
انبیا را داد حق تنجیم این
غیب را چشمی بباید غیب بین.مولوی ( مثنوی ).
بینندۀ غیب، آن که غیب را ببیند.
( صفت ) بیننده غیب عالم مغیبات.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جلوه ده مهر رخ ز عالم غیب بین جهان را ز کفر چون شب تار
💡 ای نور افلاک و زمین چشم و چراغ غیب بین ای تو چنین و صد چنین مخدوم جانم شمس دین
💡 چشمی که ز چشم من طرب یافت شد روشن و غیب بین و مخمور
💡 بحق بسته باشد دل غیب بین را ز بیگانه و خویش ببریده باشد