عقربان

لغت نامه دهخدا

عقربان. [ ع َ رَ ] ( اِ ) دوائی است که آن را حشیةالطحال خوانند. و بعضی گویند دوائی است که آن را به شیرازی زنگی دارو خوانند. و بعضی دیگر گویند بیخ محبر کَبَر رومی است. ( برهان ). به لغت اندلس اسقولوفندریون است. ( تحفه حکیم مؤمن ) ( فهرست مخزن الادویه ). اسقولوفندریون. ( اختیارات بدیعی ). اسقولوفندریون و زنگی دارو. ( از الفاظ الادویه ). و رجوع به سقولوفندریون شود.
عقربان. [ ع ُ رُ / ع ُ رُب ْ با ] ( ع اِ ) کژدم، یا کژدم نر. ( منتهی الارب ). عقرب، و گویند نر آن است. و برخی گویند «عقرب » بر نر و ماده اطلاق شود و چون تأکید در تذکیر را خواهند «عقربان » گویند. و برخی عقربان را جانوری دیگر دانند که او را پایهای دراز است و دم او چون دم عقرب نمی باشد. ( از اقرب الموارد ). || کرمکی است که در گوش درآید. ( منتهی الارب ). جانورکی است که در گوش فرومیرود و آن دراز و زردرنگ است و پایهای بسیاری دارد. ( از اقرب الموارد ). هزارپا. گوش خزک.

فرهنگ فارسی

کژدم یا کژدم نر عقرب و گویند نر آن است

فرهنگستان زبان و ادب

[گیاهان دارویی] ← مریم گلی عقربان

جمله سازی با عقربان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خواستم روشنائی قمرت میگزد عقربان جرارم

💡 ز اقربا ومالها ای دل مشو شادان که هست اقربایت عقربان ومالهایت مارها

💡 زینهار از دو ترک خونخوارت حذر از عقربان جرارت

💡 گردشگران هنگام پیاده‌روی در مناطق بیابانی و گرمسیری باید بسیار مراقب باشند، زیرا پنهان شدن عقربان در میان سنگ‌ها و شن‌ها بسیار رایج است.

💡 در برخی از مناطق استوایی، وجود عقربان سمی در طبیعت می‌تواند خطرات جدی برای حیات وحش و همچنین مسافرانی که بدون تجهیزات مناسب سفر می‌کنند، ایجاد کند.

💡 محققان زیست‌شناسی در حال مطالعه روی سم عقربان هستند تا بتوانند از ترکیبات شیمیایی آن‌ها برای ساخت داروهای جدید و موثر استفاده کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران