لغت نامه دهخدا
عدل نامه. [ ع َم َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) کتاب و نامه عدل:
چو دست را به قلم برد و عدل نامه نوشت
قلم شود به سر تیغ داد، دست ستم.سوزنی.
عدل نامه. [ ع َم َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) کتاب و نامه عدل:
چو دست را به قلم برد و عدل نامه نوشت
قلم شود به سر تیغ داد، دست ستم.سوزنی.
کتاب و نامه عدل
💡 چو دست را بقلم برد و عدل نامه نوشت قلم شود بسر تیغ داد دست ستم