عدل فرمای
مترادفها
عادل، دادگر
متضادها
ستمگر، جائر، ظالم
لغت نامه دهخدا
عدل فرمای. [ ع َ ف َ ] ( نف مرکب ) آنکه دستور بعدل دهد. مرد عادل و مجری عدالت: رأی جهان آرای مشکل گشای عدل فرمای شاه را بر کلمات صالحات بنده التفاتی نیست. ( سندبادنامه ص 161 ).دستور عدل فرمای صائب رای گفت. ( سندبادنامه ص 154 ).
فرهنگ فارسی
آنکه دستور بعدل دهد مرد عادل و مجری عدالت
جمله سازی با عدل فرمای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای مبارک پی خداوندی که جون جد و پدر عدل فرمای و سیاست گستر و دین پروری