عجبی

لغت نامه دهخدا

عجبی. [ ع َ ج َ ] ( اِخ ) ابن عثمان سعدبن عبداﷲبن ابی رجاء العجبی الانباری معروف به ابن عجب. از هشام بن عمار و ابی عمرالدوری المقری و جز آنان روایت کند و ابوبکر شافعی و ابوبکر الاسماعیلی و ابن مخلد و جز آنان از وی روایت دارند. وی به سال 298 هَ. ق. در جمادی الاَّخره به انبار درگذشت. ( از اللباب ج 2 ص 122 ).

فرهنگ فارسی

ابن عثمان سعد بن عبدالله بن ابی رجائ العجبی الانباری معروف بابن عجب از هشام بن عمار و ابی عمر الدوری المقری و جز آنان روایت کند و ابوبکر شافعی و ابوبکر الاسماعیلی و ابن مخلد و جز آنان از وی روایت دارند وی بسال ۲۹۸ در جمادی الاخر به انبار درگذشت

جمله سازی با عجبی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر از نظر افتاد رقیبت عجبی نیست در دیده خود ره نتوان داد خسی را

💡 اگر رسم به وصال تو، عمر هجران را چها گذشته بگویم فسانهٔ عجبی است

💡 خط مشکین تو سرمشق جنون عجبی است طاق ابروی تو محراب تماشای خوشی است

💡 هر آن حریف که چیزی به خویش نسپرده است فراغت عجبی از نگاهبان دارد

💡 آب انگور فراز آور یا خون مویز که مویز ای عجبی هست به انگور قریب

💡 بیرون وجود، امن و امان عجبی بود هستی رهِ ما زد، عدم آباد کجایی؟

گس یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز