لغت نامه دهخدا
عالم نورد. [ ل َ ن َ وَ ] ( نف مرکب ) طی کننده جهان. جهان نورد. تندرو. سریع: عنان بارگیر عالم نورد به جانب قصر زرد منعطف گردانید. ( حبیب السیر ج 3 ص 352 ).
عالم نورد. [ ل َ ن َ وَ ] ( نف مرکب ) طی کننده جهان. جهان نورد. تندرو. سریع: عنان بارگیر عالم نورد به جانب قصر زرد منعطف گردانید. ( حبیب السیر ج 3 ص 352 ).
طی کننده جهان جهان نورد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در نوردیدم سخن کاوصاف این عالم نورد کرده بر خنگ بلاغت تنگ میدان بیان
💡 صائب به غیر نامه عالم نورد من هر نامه ای که هست و بال کبوترست
💡 گرچه عالم نورد و سیّاحی نور بخشنده همچو مصباحی