ضیافت خانه

لغت نامه دهخدا

ضیافت خانه. [ ف َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب )مهمانخانه: به ضیافت خانه عقارب نواهس و حَیّات لواحس بشتافت. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 456 ).
از ضیافت خانه درد تو دل نومیدنیست
هر نصیبی زآن سر خوان با جگرخواران رسید. کمال خجندی.

فرهنگ فارسی

( اسم ) محل ضیافت مهمانسرای مهمانخانه.

جمله سازی با ضیافت خانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از ضیافت خانه درد تو دل نومید نیست هم نصیبی زآن سر خوان با جگر خواران رسد

💡 آه ازین گردون کم فرصت که با این دستگاه در ضیافت خانه اش ننشست مهمانی درست

💡 در ضیافت خانه ی احسان او خورشید و ماه کاسه ی زرین و صحنی سیم سیما آمده

💡 در ضیافت خانه ی فضل تو خوانسالار صنع ماه را قرص و فلک را سبزه خوان ساخته

💡 از ضیافت خانه ی شرعش قدم بیرون منه چون ندای دعوتش شرقاً و غربا می زنند

خدمتکار یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز