شهوت پرست

لغت نامه دهخدا

شهوت پرست. [ ش َهَْ وَ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) هواپرست. ( آنندراج ). ابن فرجه. ( یادداشت مؤلف ). پیرو شهوات نفسانی:
گنهکار و خودرای و شهوت پرست
بغفلت شب و روز مخمور و مست.سعدی.مشو تابع نفس شهوت پرست
که هر ساعتش قبله ای دیگر است.سعدی.چو مرد سماع است شهوت پرست
به آواز خوش خفته خیزد نه مست.سعدی.

فرهنگ عمید

۱. آن که مطیع خواهش نفس باشد.
۲. ویژگی کسی که همواره آزمند مجامعت است.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - کسی که مطیع تمایلات نفسانی باشد. ۲ - آن که آزمند مجامعت است.

جمله سازی با شهوت پرست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عاشق کسی بود که کشد بار یار خویش شهوت پرست مانده بود زیر بار خویش

💡 عاشقم،عاشق،نیم شهوت پرست هرکه عاشق شد خود از شهوت برست

💡 غلمان و حورکی طلبد مرد حق شناس؟ شهوت پرست کی بود آنکس که عاشقست؟

💡 من نیم زان عاشقی شهوت پرست تا کنم خالی زیاد دوست دست

💡 چه مرد سماع است شهوت پرست به آواز خوش خفته خیزد نه مست

💡 گنهکار و خودرای و شهوت پرست به غفلت شب و روز مخمور و مست

ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز