شب فروز

لغت نامه دهخدا

شب فروز. [ ش َ ف ُ ] ( نف مرکب ) شب افروز. که شب فروزان شود:
یکی گفتش ای کرمک شب فروز
چه باشد که پیدا نیایی به روز.سعدی.رجوع به شب افروز شود.

فرهنگ عمید

= شب افروز

فرهنگ فارسی

شب افروز که شب فروزان شود

جمله سازی با شب فروز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز حکمت بسی گوهر شب فروز کزو مانده پیداست بر روی روز

💡 همچو مه از مشگ تر شب فروز زلف شبش بخشی و سیمای روز

💡 قصه عشق خود رود پیش فسردگان ولی سنگتراش کی خرد گوهر شب فروز را

💡 در جلوگاه مشرقیان شمع شب فروز در بزمگاه مغربیان جام خوشگوار

💡 هم در شب فروز ازل آیدم به کف هم گوهر حیات ابد زو برآورم

💡 ز گاه شام تا صبح شب فروز شدی در خوش دلی شبهای‌شان روز

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز