شاه ستای

لغت نامه دهخدا

شاه ستای. [ س ِ] ( نف مرکب ) شاه ستا. ستاینده و مداح شاه بود. که شاه را ستاید. او که ستایش و مدح شاه کند:
هیچکس نیست که با شاه جهان
یک سخن گوید از این شاه ستای.فرخی.دزد بیان من بود هر که سخنوری کند
شاه سخنوران منم شاه ستای راستین.خاقانی.رجوع به شاه ستا شود.

فرهنگ فارسی

شاه ستا ستاینده و مداح شاه بود

جمله سازی با شاه ستای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دزد بیان من بود هرکه سخنوری کند شاه سخنوران منم شاه ستای راستین

پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز