شادمانه دل
مترادفها
شادمان، با خوشحالی
متضادها
غمگین، دلتنگ، ناخشنود
لغت نامه دهخدا
شادمانه دل. [ ن َ / ن ِ دِ ] ( ص مرکب ) دلشاد. شادمان:
ز جاه دولت او خلق شادمانه دلند
ز جاه و دولت خود شاد باد و برخوردار.سوزنی.
فرهنگ فارسی
دلشاد شادمان
جمله سازی با شادمانه دل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از او شادمانه دل انجمن به هر کار پیروز و چیره سخن
💡 مرغکی گر دهی به وی خندد شادمانه دل اندر آن بندد
💡 بسان یکی سرو شد ماه بار بدو شادمانه دل شهریار
💡 بدو شادمانه دل شهریار گهی ناز و گه بوسه و گه کنار