شاخ سمن

لغت نامه دهخدا

شاخ سمن. [ خ ِ س َ م َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از قد و بالای مطلوب است. ( برهان قاطع ). کنایه از قد محبوب. ( انجمن آرا ). از اسمای معشوق است که کنایه از قد محبوب باشد. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کنایه از قد و بالای مطلوب است کنایه از قد محبوب.

جمله سازی با شاخ سمن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نه با تو نسبت سرو چمن شود پیوند نه شاخ سبزه به شاخ سمن شود پیوند

💡 آن شاخ سمن که روی خندان دراد می نتواند که سیم پنهان دارد

💡 زمین ز سبزه تر، چون صحیفه گردون چمن ز شاخ سمن با طویله پروین

💡 خوشتر از شاخ سپیدار بود شاخ سمن بهتر از نارون و مشک بود سرو روان

💡 در اشک چهار شاخ آن شاخ سمن شد باز چهار شاخ کفته رخ من

💡 دسته گل نبسته ام شاخ سمن نچیده ام تحفه چه آورم بگو لایق بزم دوستان

شکوه یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز