لغت نامه دهخدا
غوغائی. [ غ َ / غُو ] ( ص نسبی ) رجوع به غوغایی شود.
غوغائی. [ غ َ / غُو ] ( ص نسبی ) رجوع به غوغایی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باز یغما شده دیوانه مگر کآمده جمع کودکان وز طرف زاویه غوغائی هست
💡 نشنود واعظ ما گر سخن خود، چه عجب؟ کز خموشان تو، هر سوی بود غوغائی!
💡 ز شست زلف تو هر حلقهای و آشوبی ز چشم مست تو هر گوشهای و غوغائی
💡 ای بانگ رباب از کجا میآئی پرآتش و پر فتنه و پر غوغائی
💡 سحر ز هاتف غیبم رسید هیهائی فتاد در سر من شورشی و غوغائی
💡 خاست غوغائی و زیبا پسری آمد و رفت شهر برهم زده تاراج گری آمد و رفت