سم پاشی

لغت نامه دهخدا

سمپاشی. [ س َ ] ( حامص مرکب ) پاشیدن سم در جائی برای انهدام حشرات، مانند: مگس، پشه و غیره. ( فرهنگ فارسی معین ). || بمجاز، گفتن سخنانی برای تولید اختلاف در میان جمعی و ایجاد فساد، یا تبلیغ بد کردن ضد کسی. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ عمید

۱. پاشیدن سم در جایی برای از بین بردن حشرات.
۲. (کشاورزی ) پاشیدن سم های مختص به گیا هان و درختان برای نابود ساختن آفات نباتی.
۳. [عامیانه، مجاز] تبلیغات بد و گفتن سخنانی که باعث فتنه و فساد و اختلاف میان جمعی از مردم بشود.

فرهنگ فارسی

۱ - پاشیدن سم در جایی برای انهدام حشرات مانند مگس پشه و غیره. ۲ - گفتن سخنانی برای تولید اختلاف در میان جمعی و ایجاد فساد یا تبلیغ بد کردن ضد کسی.

جمله سازی با سم پاشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زخم‌های پنبه‌ای شکل سفید در سطح برگ‌ها ظاهر می‌شوند: عامل آن حشره آفت است هر دو هفته یکبار تا رفع علایم با سم حشره کش نفوذی گیاه را سم پاشی نمایید. با بررسی مخصوص آغشته به محلول سم نیز می‌توانید زخم‌های سفید پنبه‌ای شکل را مسموم نمایید.

💡 از نازل‌ها در اسپری‌ها نیز به طور عمده استفاده می‌شود. همانند اسپری‌های اتمی، اسپری‌های مخصوص نقاشی، سم پاشی و حشره کش‌ها و …

اصالت یعنی چه؟
اصالت یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز