سرایا

لغت نامه دهخدا

سرایا. [ س َ ] ( ع اِ ) ج ِ سَریّة، بمعنی پاره ای از لشکر از پنج نفر تا سه صد یا چهارصد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ): پس از آن معاویه سرایا را به عراق فرستاد. ( مجمل التواریخ و القصص ص 292 ).

فرهنگ عمید

= سَریه

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - گروهی از لشکر ( از ۵ تا ۳٠٠ و ۴٠٠ تن ). ۲ - لشکری که پیغامبر ( ص ) بذات خویش در آن نباشد و به سر کردگی یکی از صحابه فرستاده شده باشد مقابل غزوه.

جمله سازی با سرایا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با لزوم زهد آورده به جا حق جهاد بی درم کار غزایا و سرایا ساخته

💡 صفی‌الدین حلی (۱۲۷۸-۱۳۴۹) (نسب: صفی‌ُالدّین عبدالعزیز بن سرایا بن علی حلّی طائی) شاعر عرب عراقی بود. به دولت ارتقی‌ها نزدیک بود و نزد نخستین و دومین امیر آنان جایگاهی داشت.

اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز