واژه «ستیزنده» به کسی یا چیزی اطلاق میشود که اهل نزاع، دعوا یا مخالفت است و تمایل دارد در موقعیتهای مختلف با دیگران به مخالفت و ستیز بپردازد. این صفت میتواند درباره انسان، گروه یا حتی حالتهای فکری و رفتاری به کار رود و نشاندهنده خصومت، لجاجت یا روحیه مبارزهطلبانه باشد. ستیزنده کسی است که به راحتی به بحث و کشمکش وارد میشود و کمتر سازش میکند، بنابراین بار معنایی آن معمولاً منفی است و با آرامش و مدارا در تضاد است. در متون ادبی و تاریخی، «ستیزنده» گاه برای توصیف شخصیتهایی استفاده میشود که در برابر ظلم یا بیعدالتی مقاومت میکنند، اما بیشتر به معنای مخالفت و درگیری فردی و اجتماعی به کار میرود. این واژه میتواند رفتارهای کلامی و عملی را شامل شود و اشاره به کسانی دارد که به جای سازش و تفاهم، ترجیح میدهند برخورد کنند و موضع خود را تحمیل نمایند. در روانشناسی و اخلاق، فرد ستیزنده اغلب به عنوان کسی که تحمل اختلاف نظر ندارد و برای رسیدن به خواستههای خود از درگیری استفاده میکند شناخته میشود. در فرهنگ عمومی، این واژه به کسی گفته میشود که با روحیه مبارزهطلب و گاهی لجوجانه، همواره آماده تقابل با دیگران است و کمتر به مصالحه تن میدهد.
ستیزنده
لغت نامه دهخدا
ستیزنده. [ س ِزَ دَ / دِ ] ( نف ) آنکه خصومت و لجاجت کند. ( آنندراج ). لجوج. ژکاره. ( فرهنگ اسدی نخجوانی ):
هجیر ستیزنده بد گمان
که میداشت راز سپهبد نهان.فردوسی.تهمتن برخش ستیزنده گفت
که با کس مکوش و مشو نیز جفت.فردوسی.بهر چه ش ْ رسد سازگاری کند
فلک بر ستیزنده خواری کند.نظامی.بهمت برآر از ستیزنده شور
که بازوی همت به از دست زور.سعدی ( بوستان ).
فرهنگ عمید
۱. کسی که ستیزه کند، جنگجو.
۲. لجوج.
۳. ناسازگار.
فرهنگ فارسی
( اسم ) آنکه ستیزه کند.
آنکه خصومت و لجاجت کند لجوج
جمله سازی با ستیزنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز سینه گذر کرد و سوی جگر ستیزنده گرگ اندر آمد به سر
💡 با ستیزنده کم ستیزی تو خون دشمن به پینه ریزی تو
💡 به یزدان که چون برگرایم عمود برآرم ز کوه ستیزنده دود
💡 نشاند ازبر کوهه زنده پیل دور و بد نهنگ ستیزنده پیل
💡 اجل در ستیزنده مأوا گرفت خدنگ یلان در جگر جا گرفت