ساعدین

لغت نامه دهخدا

ساعدین. [ ع ِ دَ ] ( ع اِ ) تثنیه ساعد، دو بازو:
هر یکی از ساعدین مادر و بازو
خویشتن آویخته به اکحل و قیفال.منوچهری ( دیوان چ دبیرسیاقی ص 133 ).

جمله سازی با ساعدین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نجس العین گشته دولت ما تا بساقین و ساعدین و یدین

💡 ور از دو ساق غلمان ناید قلم به دست از ساعدین آن بت ترسا بیاورید

💡 بگیر آخر، یک باده، بی هزار مصاف ز ساقیان سمن ساعدین و سیمین ساق

💡 از خواندنش روان گشت خون بر رخم زماقین وز خون نگار بستم بر ساعدین و ساقین

متریال یعنی چه؟
متریال یعنی چه؟
سفله یعنی چه؟
سفله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز