زحمت کشیدن به معنای تلاش کردن، کوشش کردن و صرف وقت و انرژی برای رسیدن به هدف یا انجام کاری است. این عبارت معمولاً اشاره به کار یا فعالیتی دارد که با مشقت، صبر و پشتکار همراه است و نتیجه آن مستلزم تلاش مداوم است. زحمت کشیدن میتواند در امور علمی، حرفهای، خانوادگی یا اجتماعی معنا پیدا کند و محدود به حوزه خاصی نیست. افرادی که زحمت میکشند، معمولاً از ویژگیهایی مانند پشتکار، صبر، تعهد و مسئولیتپذیری برخوردار هستند و به موفقیت طولانیمدت فکر میکنند. زحمت کشیدن نه تنها برای رسیدن به نتیجه نهایی اهمیت دارد، بلکه باعث رشد شخصیتی و تقویت مهارتها و تواناییهای فرد نیز میشود. در فرهنگهای مختلف، زحمت کشیدن ارزشمند و مورد تحسین است و به عنوان نشانهای از اخلاق کاری و انسانیت شناخته میشود. این واژه گاهی بار معنایی سختی و رنج دارد، ولی در نهایت به تلاش مفید و مثمرثمر اشاره دارد و نتیجه آن برای خود فرد یا جامعه مفید است.
زحمت کشیدن
لغت نامه دهخدا
زحمت کشیدن. [ زَ م َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) رنج کشیدن. ( از فرهنگ نظام ) ( آنندراج ) ( از خلاصه بهار عجم ). محنت کشیدن، و متحمل آزار و رنج شدن. رنج بردن. ( ناظم الاطباء ). ناراحتی کشیدن. ملالت داشتن. ملول شدن:
عقل ناچار کشد زحمت زآلایش نفس
دایه پرهیز کندف طفل چو بیمار شود.میرزا محمدطاهر آشنا ( از آنندراج ). || مشقت کشیدن. تحمل مشقت کردن. زیاده از قدرت و قوت خود، کاری کردن. ( از ناظم الاطباء ). کاری با رنج و کوشش بسیار انجام دادن. انجام دادن کاری دشوار:
مکن ز غصه شکایت که در طریق طلب
براحتی نرسید آنکه زحمتی نکشید.حافظ. || ( در تداول امروز پارسی زبانان ) کار کردن: زحمتکش؛ کارگر. رجوع به کار کردن،کارگر، زحمت، زحمت کش و زحمتکشی شود. || ستم کشیدن. ( ناظم الاطباء ).
- زحمت ( کسی را ) کشیدن؛ خدمت آنکس و یا آن چیز کردن. وظائف او را بجای او انجام دادن. گویند: زحمت این طفل را من میکشم، زحمت این خانه را او میکشد، ایشان ارزش زحمت کشیدن تو را ندارند:
خجلت عیب تن خویش و غم جهل کشد
کودکی کو نکشد زحمت استاد و ادیب.ناصرخسرو.همه عمر از اینان چه دیدی خوشی
که در آخرت نیز زحمت کشی.( بوستان ).تنک دلی که نیارد کشید زحمت گل
ملامتش نکنم گر ز خار بر گردد.سعدی.- زحمت چیزی ( کاری ) را کشیدن؛ آنرا انجام دادن. انجام یافتن آنرا بر عهده گرفتن:
گفتی سر تو بسته فتراک ما سزد
سهل است اگر تو زحمت این بار میکشی.حافظ.اکنون نیز در تداول پارسی زبانان این ترکیب بهمین معنی بکار میرود. گویند: از فلان خواهش میکنیم که زحمت این کار را بکشد، یا زحمت این کار را او میکشد.
- || علم، هنر و یا فنی را بر پایه مقدمات صحیح و کامل و نزد استادان مبرز فرا گرفتن، و در راه تحصیل آن تلاش و کوشش کردن. گویند: او آدمی زحمت کشیده است؛ یعنی سوابق تحصیلی ممتد دارد و یا تحصیلات او محکم و کامل است. رجوع به زحمت کشیده شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - رنج کشیدن تحمل مشقت کردن. یا زحمت کشیدن برای ( بپای ) کسی بخاطر او تحمل رنج کردن.
رنج کشیدن محنت کشیدن ستم کشیدن کار کردن
جمله سازی با زحمت کشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چنین بیمزد این زحمت کشیدن مرا بار آورد خجلت کشیدن