راست گردانیدن

لغت نامه دهخدا

راست گردانیدن. [ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) مستقیم کردن. استقامت بخشیدن. از کجی و انحناء بدر آوردن. اتراص، تتریص؛ محکم و راست گردانیدن. ( منتهی الارب ). تسدید؛ راست گردانیدن. ( از آنندراج ). تقویم؛ راست گردانیدن. ( منتهی الارب ). || درست گردانیدن. تحقق بخشیدن. به انجام رساندن. تصدیق؛ راست گردانیدن. ( آنندراج ).
- راست گردانیدن سوگند؛ وفا کردن به آن. عمل کردن بسوگند. ابرار؛ راست گردانیدن سوگند: ابرالیمین؛ راست گردانید سوگند را. ( منتهی الارب ): یکی از بنی اسرائیل سوگند خورده بود که ریش فرعون را شکال بند اسب گرداند آنروز سوگند خود را راست گردانید. ( قصص الانبیاء ص 109 ).

جمله سازی با راست گردانیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به دنیای دنی بگذار جسم پای در گل را که نتوان راست گردانیدن این دیوار مایل را

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز