زارد
متضادها
گلگون، سرخ
لغت نامه دهخدا
زارد. [ رِ ] ( اِخ ) ( به معنی کثرت ) ( سفر اعداد 21:12، سفر تثنیه 2:13 ). نهری است که از کوه عباریم خارج شده در بحیرةالموت بطرف جنوبی ارنون از اراضی موآب میریزد و بسا می شود که اسم وادی حصی میباشد و بعضی آن را وادی سیدیه یا سیل غرابی دانسته اند. گویند که قوم اسرائیل پس از اتمام مسافرت دشت بر کناره های آن رود منزل افکندند. ( قاموس کتاب مقدس ). و رجوع به دایرة المعارف بستانی شود.
جمله سازی با زارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ز بار نعل او ماهی نه بر انصاف می زارد بدان تیزی که سیر اوست بر وی بار کی باشد
💡 پس کجا زارد کجا نالد لئیم؟ گر تو نپذیری به جز نیک ای کریم