رو رو

فرهنگستان زبان و ادب

{ro-ro, roll-on roll-off} [حمل ونقل دریایی] نوعی بارگیری و تخلیه که در آن بار بر روی وسایل چرخ دار ازطریق شیب راهه به کشتی وارد یا از آن خارج می شود

جمله سازی با رو رو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دلا رو رو همان خون شو که بودی بدان صحرا و هامون شو که بودی

💡 بس بس که شکایت تو ناکرده بهست رو رو که حکایت تو ناگفته نکوست

💡 این دعا باشد گریزی از رضاش ای دعا رو رو تن ما و قضاش

💡 ریزی به خاک خون مرا بهر ملک ری رو رو که بهره تو دو جو گندمش مباد

💡 نی نی رو رو که من ترا میدانم خود رسم منست کاستین جنبانم

💡 گفت رو رو کار خود کن ای حسود گفت کارم این بد و رزقت نبود