واژه «دامنافشان» در زبان فارسی از ترکیبی تصویری و زیبا ساخته شده و در اصل به معنای کسی است که دامن خود را میافشاند یا تکان میدهد، اما این معنا بهویژه در ادبیات، لایههای گستردهتر و کنایی پیدا کرده است. در معنای لغوی، «دامنافشان» به فردی گفته میشود که هنگام حرکت، دامن لباس خود را به نرمی یا با حالتی نمایشی حرکت میدهد، حالتی که اغلب با ظرافت، ناز و خرام همراه است. این واژه در متون ادبی و شعر فارسی، معمولاً برای توصیف حرکات دلانگیز، رقصگونه و سرشار از شادی و سرزندگی بهکار میرود و تصویری زنده و پویا در ذهن مخاطب ایجاد میکند. از سوی دیگر، «دامنافشان» معنایی کنایی نیز دارد و در این کاربرد، به مفهوم رها کردن، ترک کردن یا بیاعتنایی نسبت به چیزی یا کسی اشاره میکند، بهگونهای که فرد با نوعی بینیازی یا بیتفاوتی، از وابستگیها دست میکشد. در این معنا، دامن افشاندن نمادی از کنار گذاشتن تعلقات و فاصله گرفتن از آنهاست. این واژه گاهی با حس غرور یا آزادگی نیز همراه میشود، بهطوری که فرد بدون توجه به موانع یا وابستگیها، راه خود را ادامه میدهد. در برخی کاربردها، «دامنافشان» با واژههایی مانند «دامنکشان» همپوشانی معنایی دارد که آن نیز به راه رفتن با ناز و خرام اشاره میکند.
دامن افشان
لغت نامه دهخدا
دامن افشان. [ م َ اَ ] ( نف مرکب ) آنکه دامن فشاند. که دامن برافشاند. رجوع به دامن افشاندن شود.
فرهنگ عمید
ترک کننده.
فرهنگ فارسی
آنکه دامن فشاند
جمله سازی با دامن افشان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو صبح ازکسوت هستی نبردم صرفهٔ چاکی چه سازم جیب فرصت دامن افشان بود در دستم
💡 سر گردان چند از من آن سرو خرامان بگذرد از غبار هستی من دامن افشان بگذرد
💡 جمع کردم غنچه ی دل را ولی ترسم که باز دامن افشان بگذری ای سرو و بر بادش دهی
💡 چشم ما روشن، که گرد کاروان صبحگاه دامن افشان از قفای لشکر شب میرسد
💡 عالم از گرد علایق پرده دار مطلب است دامن افشان زین ره پر گرد می باید گذشت