داغ قصار

لغت نامه دهخدا

داغ قصار. [ غ ِ ق َص ْ صا ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) داغ گازر. داغ گازران:
هر فرش سقلاطون که مه، صباغ او بودی سه مه
از آتش گردون سیه چون داغ قصار آمده.خاقانی.ازآن گلیم که بر سنگ طور شست کلیم
نرفت نقطه از آن زآنکه داغ قصار است.میرخسرو.رجوع به داغ گازر شود.

فرهنگ فارسی

داغ گازر

جمله سازی با داغ قصار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر فرش سقلاطون که مه صباغ او بوده سه مه از آتش گردون سیه چون داغ قصار آمده

زن یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز