لغت نامه دهخدا
خورم. [ خ َ رَ ] ( ع اِ ) صخره با درزها. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس )( از لسان العرب ). سنگ بزرگ پرشکاف. ( ناظم الاطباء ).
خورم. [ خوَ / خ ُ رَ ] ( ص ) خرم. ( یادداشت بخط مؤلف ). نزیه. ( دهار ).
خورم. [ خ َ رَ ] ( ع اِ ) صخره با درزها. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس )( از لسان العرب ). سنگ بزرگ پرشکاف. ( ناظم الاطباء ).
خورم. [ خوَ / خ ُ رَ ] ( ص ) خرم. ( یادداشت بخط مؤلف ). نزیه. ( دهار ).
( مصدر ) ۱ - بردیدن شکافتن. ۲ - سوراخ کردن ( گوشی یا بینی و غیره ) ۳ - اسقاط حرف اول (( فعولن ) ) یا (( مفاعلتن ) ) تا (( عولن ) ) و (( فاعلتن ) ) بماند. جمع: خروم.
صخره با درز ها سنگ بزرگ پر شکاف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ساغر عشرت چو گل آسان نمی آید به دست عمرها خون می خورم تا یک تبسم می کنم
💡 سوگند مى خورم، كه اگر باد سردى بفرستيم كه زراعتهايشان را زرد كند همين كه آنرا يك باره به نعمت هاى خدا كفر مى ورزند (51).
💡 می روم از کویت، اما خون خود را می خورم گر ز من باور نداری، از پشیمانی بپرس
💡 نوفل گفت: رضا عليه السلام از ماءمون اجازت خواست كه دارو مى خورم و بهچشمه آب گرم مى روم. مرا هفت روز معاف دار و رسولان تو به من نيايند. ماءمون وى رااجازت داد.
💡 جمله (و هم بها لو لا ان را برهان ربه ) عطف است برمدخول (لام ) قسم كه در جمله قبلى بود، و معنايش اينست كه (و قسم مى خورم كه اگرديدن برهان پروردگارش نمى بود نزديك بود كه او را در آنچه كه مى خواست اجابتكند).
💡 به زور دست بازو می خورم ای سیدا روزی مرا چون کوهکن خون جگر باشد به از شیرم