لغت نامه دهخدا
مضفی. [ م ُ ض َف ْ فا ] ( ع ص ) ( در اصطلاح عروض ) «... عروضی متکلف به جای فاع متحرکی ودو ساکن بر فاعلاتن افزوده و آن را فاعلییاتان کرده و این تغییر را تضفیت نام نهاده و اصل آن از ضفو است به ضاد معجمه و گویند درع ضاف؛ یعنی زرهی تمام و این متکلف از این فعل بناء تفعیلی بکرده است فاعلییاتان را ضرب مضفی خوانده یعنی تمام کرده و این هم تصرفی نامعلوم است...». ( المعجم چ مدرس رضوی چ 1 ص 39 ).