داد و فریاد
عبارت «داد و فریاد» در زبان فارسی به معنای بلند صحبت کردن، فریاد زدن یا سر و صدا کردن برای اعتراض، درخواست یا جلب توجه است. این اصطلاح معمولاً بار منفی یا خشمآلود دارد و بیشتر در مواقعی به کار میرود که فرد عصبی، ناراحت یا ناراضی است و میخواهد صدای خود را به دیگران برساند.
در معنای ساده، این واژه به بلند گفتن یا فریاد زدن اشاره دارد. وقتی کسی از شدت ناراحتی، عصبانیت یا ترس شروع به بلند صحبت کردن میکند، گفته میشود که داد و فریاد میکند. این حالت ممکن است در محیط خانه، خیابان یا محل کار رخ دهد و معمولاً با هیجان و اضطراب همراه است.
از نظر اجتماعی، داد و فریاد معمولاً نشانهی اعتراض، بیصبری یا تلاش برای جلب توجه است. فردی که چنین میکند، قصد دارد مطلب خود را به دیگران بفهماند، حق خود را طلب کند یا از نارضایتی خود شکایت کند. در برخی مواقع، این رفتار میتواند نشاندهندهی ناتوانی در مدیریت خشم یا بیان مناسب احساسات باشد.
در ادبیات و شعر فارسی، این عبارت گاهی به شکل تمثیل یا نماد آشفتگی، اعتراض یا هیجان شدید به کار میرود. نویسندگان و شاعران از این واژه برای بیان تلاطم درونی، ناامیدی یا مبارزه با ناعدالتی بهره میبرند. در این کاربرد، داد و فریاد تنها صدای بیرونی نیست، بلکه بیان احساسات شدید و هیجانات انسانی نیز هست.
مترادفها
فریاد، بانگ، نعره، غوغا
متضادها
سکوت، آرامش
لغت نامه دهخدا
داد و فریاد. [ دُ ف َرْ ] ( ترکیب عطفی،اِ مرکب ) از اتباع. داد و بیداد. هیاهو. داد و قال داد و فریاد بلند شدن، هیاهو راه افتادن. بانگ و شغب برخاستن. جار و جنجال شدن. فریاد و فغان برخاستن.
فرهنگ فارسی
( اسم ) فریاد قیل و قال
جمله سازی با داد و فریاد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از که خواهم داد و فریاد از که دارم گر قضا با تو افتاده ست و تو هم خصمی و هم داوری
💡 هیچ بر مزرع اوقات نمی پردازم داد و فریاد از آن بحر و بر از من دارد
💡 نرگس مستت کند قصد مسلمانان مدام داد و فریاد از جفای چشم کافر خوی تو
💡 هر زمان جلوهٔ دیگر به نظر می آرد داد و فریاد ز دست فلک مینا رنگ