لغت نامه دهخدا
خانه خدایی. [ ن َ/ ن ِ خ ُ ] ( حامص مرکب ) صاحبخانگی. حالت صاحبخانه.
خانه خدایی. [ ن َ/ ن ِ خ ُ ] ( حامص مرکب ) صاحبخانگی. حالت صاحبخانه.
💡 گردت چرا نگردم چون خانه خدایی پایت چرا نبوسم چون پایدار گشتی
💡 خانه یی خرد، و لیکن چون نگارستانی خوش و از زحمت هر خانه خدایی خالی
💡 چشم دارم که به تاراج هوسها نرود گوشهٔ خلوت دل خانه خدایی دارد
💡 هر ناله و آهی که ز خود پیش فرستد از خویش برون آمده را خانه خدایی است
💡 ای در ما را زده شمع سرایی درآ خانه دل آن توست خانه خدایی درآ