دستک زن

لغت نامه دهخدا

دستک زن. [ دَ ت َ زَ ] ( نف مرکب ) دستک زننده. مطرب و سازنده و سرودگوی و خواننده. ( برهان ). مطرب و سازنده. ( آنندراج ). مطرب و رقاص و نغمه و چنگه زن. ( از لغت محلی شوشتر، نسخه خطی ). خنبک زن. ( از برهان ). || نادم و پشیمان. ( برهان ) ( آنندراج ). || متقلب در ترازو هنگام کشیدن. ( از لغت محلی شوشتر، نسخه خطی ). و رجوع به دستک زدن شود.

فرهنگ عمید

۱. مطرب، نوازنده.
۲. رقاص.

جمله سازی با دستک زن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 درمان دل خراب و ریشم کردی سرمستک و دستک زن خویشم کردی

💡 هر کسی دستک زنان کای جان من و آنک دستک زن کند او جان کیست

سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز