لغت نامه دهخدا
درشت گویی. [ دُ رُ ] ( حامص مرکب ) درشت گوئی. درشت گو بودن.
درشت گویی. [ دُ رُ ] ( حامص مرکب ) درشت گوئی. درشت گو بودن.
ناسزاگویی، سخن درشت گفتن.
درشت گوئی درشت گو بودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در مبحث علم، تندخویی چه کنی؟ جنگ و جدل و درشت گویی چه کنی؟
💡 و در جمله هرکه با خدای تعالی خلاف کند به معصیت، باید که همچنان بود که با تو کند. به مقدار مخالفت وی را دشمن داری و به مقدار موافقت دوست می داری. باید که اثر آن در سخن و مخالطت و معاملت پیدا آید تا با عاصی گرفته روی باشی و سخن درشت گویی و با کسی که فسقش بیش بود گرفته تر باشی.