دجا

لغت نامه دهخدا

دجا.[ دُ ] ( ع اِ ) تاریکی. تاریکی شب. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

تاریکی.

جمله سازی با دجا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای به زلف و خال چون لیل دجا در دل و جانم غم لیلی دوجات

💡 تا ره به شب قدر سر زلف تو بردم عهدم به جز از روی تو، ای بدر دجا نیست

💡 هم به حرم هم به دیر بدر دجا دیدمت تا نظرم باز شد در همه جا دیدمت