دام انداختن

لغت نامه دهخدا

دام انداختن. [ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) تعبیه کردن دام. دام فروگستردن. دام فرونهادن. دام افکندن. دام نهادن. ( آنندراج ). دام چیدن.( غیاث اللغات ). مقابل دام فروچیدن و دام برداشتن.

فرهنگ فارسی

تعبیه کردن دام

جمله سازی با دام انداختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 داستان این بازی بر اساس فیلم معروف جیمز باند با همین نام که در سال ۱۹۶۳ میلادی ساخته شده‌است. در این بازی جیمز باند برای بدست آوردن ماشین رمزگشای روسی که با نام «لکتور» شناخته می‌شود به استانبول فرستاده می‌شود. امادر واقع این یک تله است که برای به دام انداختن جیمز باند توسط جنایتکار بین‌المللی روسیه یعنی «اختاپوس» طراحی و اجرا گشته‌است.

💡 بال برندگان از گونه‌های پر متفاوتی تشکیل شده‌است. پرها در پرندگان به سه دستهٔ کُرک‌پر، پوش‌پر و شاه‌پر (پرهای پروازی) تقسیم می‌شوند. پرندگان از کرک‌پرها برای به دام انداختن هوا در لابه لای پرها به جلوگیری از اتلاف گرما استفاده می‌کنند. پوش‌پرها هم مقاومت هوا را در برابر پرواز کاهش می‌دهند و بدن را حفظ می‌کنند. شاه‌پرها هم به پرنده قدرت پرواز می‌دهد که در بال‌ها و دم‌ها برای صعود و تعادل کاربرد دارد.